تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
مىرسد . ملك فرنگيان هم كه صلاح الدين ، پس از گشودن قدس ، او را گرفتار كرده و سپس آزاد ساخته بود ، اختلافى كه با مركيش داشت مرتفع كرده و با وى صلح نموده بود . آنان گروهى بىشمار گرد آورده و از شهر صور بيرون آمده و در پيرامون شهر اردو زده بودند . اين مسئله و مسائلى همانند آن بود كه صلاح الدين را نگران مىساخت . او مىترسيد از اينكه شقيف را پشت سر بگذارد و به سوى صور پيش برود چون در آنجا گروه بسيارى بودند و امكان داشت كه راه رسيدن خواربار به وى را قطع كنند . با همه اينها ، تنها به خاطر پيمانى كه با ارناط - صاحب شقيف - بسته بود ، در آنجا ماند . اما پرنس ارناط ، در مدت متاركه جنگ ، از بازار لشكر ، پى در پى خواربار و جنگ‌افزار و چيزهاى ديگرى مىخريد كه با آنها بتواند شقيف را نيرومندتر و استوارتر سازد . صلاح الدين به دو خوشبين بود و گمان بد نمىبرد . ولى فريبكارى و نيرنگبازىهاى او را پيشش باز گفتند ، و شرح دادند كه قصد او وقت گذرانى است تا فرنگيان از صور بيايند و بر مسلمانان بتازند . و هنگامى نابكارى و ناسازگارى او آشكار خواهد شد كه ديگر به دو دسترسى نباشد . از اين رو ، وقتى پايان متاركه جنگ و مهلتى كه به ارناط داده شده بود ، نزديك شد صلاح الدين از اردوگاه خود تا شقيف ارنون
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 215 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت