از اين رو ، كسانى كه در دژ به سر مىبردند ، وقتى ديدند صلاح الدين در جنگ با ايشان كوشش و جديت بسيار دارد ، ترسيدند كه او آنقدر در آن جا بماند و محاصره را دنبال كند كه همه خواربارشان - كه اندك بود - تمام شود و او دژ را با خشم و كينه بگيرد و همه آنان را نابود كند . يا پيش از تمام شدن خواربارشان ، از ايستادگى در برابر صلاح الدين زبون و ناتوان شوند ، و او دژ را بگيرد و همه را اسير كند .
روى اين انديشهها براى صلاح الدين پيام فرستادند و ازو بجان خود زنهار خواستند .
صلاح الدين ايشان را امان داد و دژ را گرفت .
بنابر اين مردم صفد ، از دژ بيرون رفتند و به سوى شهر صور رهسپار گرديدند .
بدين گونه ، خداوند گزندشان را از جان مؤمنان دور ساخت .
زيرا آنان در ميان شهرهاى اسلامى قرار گرفته بودند
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٩