متاركه جنگ ميان مسلمانان و فرمانرواى انطاكيه
صلاح الدين ، پس از گشودن بغراس بر آن شد كه رهسپار انطاكيه گردد و آن جا را در ميان گيرد .
بيموند ، فرمانرواى انطاكيه ، ازين حمله بيمناك شد و از صلاح الدين ترسيد .
از اين رو ، برايش پيام فرستاد و درخواست متاركه جنگ كرد . همچنين ، وعده داد كه اگر درخواستش پذيرفته شود همه اسيران مسلمانى را كه در نزد خود دارد ، آزاد خواهد كرد .
صلاح الدين ، از فرمانروايان اطراف و سرداران ديگر ، كسانى را كه همراهش بودند ، فرا خواند و با ايشان در باره درخواست بيموند به كنكاش پرداخت .
بيشترشان گفتند كه درخواست بيموند را بپذيرد تا كسان وى بازگردند و بياسايند و از نو آنچه را كه مورد نيازشان است به دست آورند .
صلاح الدين نيز درخواست متاركه جنگ را پذيرفت و صلح