همچنين مزار ابو زكرياء مغربى را زيارت كرد كه شيخى پرهيزگار بود و در همان جا مىزيست و از بندگان پارساى خدا بود و كراماتى نمايان داشت .
يكى از سردارانى كه صلاح الدين را همراهى مىكرد ، امير عز الدين ابو الفليته قاسم بن مهناى علوى حسينى ، امير مدينه پيغمبر ( ص ) ، بود .
اين مرد به خدمت صلاح الدين رسيده بود تا همراه او - آرامگاههاى بزرگان دين را زيارت كند و پيروزيهاى او را ببيند .
صلاح الدين ديدار او را مبارك مىشمرد و از همنشينى و گفت و گو با وى بهره مىبرد .
او را بسيار گرامى مىداشت و هنگامى كه با او بود ، خود را شاد مىيافت .
در همه كارهاى خود نيز رأى او را مىپرسيد و پند او را مىپذيرفت .
صلاح الدين در اول ماه رمضان وارد دمشق شد . به او توصيه كردند كه باقى لشكريان خود را نيز مرخص كند ولى او گفت : « عمر كوتاه است و از مرگ هم چاره نيست .
كوكب ، و صفد ، و كرك ، و دژهاى ديگرى در دست فرنگيان مانده كه ناچار آنها را نيز بايد گرفت و از اين بابت آسوده خاطر شد زيرا اين دژها در ميان كشورهاى اسلامى هستند و مسلمانان از گزند ساكنان آنها ايمن نيستند .
اگر ما امروز از تصرف اين دژها غفلت كنيم ، فردا از آنچه پيش آيد پشيمان خواهيم شد . و اللّه اعلم .
»
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٥