آن شهر حمله برند .
اينان در ضمن ، چون نزديك به انطاكيه بودند ، هوشيارى و مراقبت به كار مىبردند كه غافل نشوند .
صلاح الدين نيز با برخى از ياران خود در برابر دژ بود و براى گشودن آن نبرد مىكرد .
براى دست يا بى به دژ ، منجنيقهائى برپا داشت ولى به سبب بزرگى و بلندى دژ ، با منجنيق كارى از پيش نبرد .
از اين رو بيشتر گمان بردند كه گشودن آن دژ دشوار است و دست يافتن بر آن دير صورت مىپذيرد .
مسلمانان از كمى آب نيز دچار رنج و سختى بودند . از اين رو صلاح الدين دستور داد حوضهائى ساختند و آب را بدان حوضها منتقل كردند .
در نتيجه اين تدبير ، دردسر كم آبى تخفيف يافت .
صلاح الدين در اين حال بود كه دروازه دژ باز شد و مردى زنهار خواست تا به حضور او بار يابد .
صلاح الدين درخواستش را پذيرفت و به او اجازه داد كه به حضور وى برسد .
آن مرد پيش وى آمد و براى كسانى كه در دژ به سر مىبردند امان خواست تا دژ بغراس را نيز مانند دژ درب ساك ، با آنچه در آن هست به وى تسليم كنند .
صلاح الدين پيشنهادشان را پذيرفت و به آنچه مىخواستند رضايت داد . بنابر اين فرستاده مردم بغراس برگشت و پرچمهاى لشكر اسلام را نيز با خود برد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩١