تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
پى آن به سنگباران دژ پرداخت . بر اثر اين سنگباران بخش كوچكى از ديوار دژ ويران شد ولى كسانى كه در دژ به سر مىبردند ، آن را به چيزى نشمردند . بعد ، صلاح الدين دستور داد كه به سوى قلعه پيش روند و هجوم برند و با دشمن روبرو شوند . لشكريان او نيز چنين كردند و سرگرم كارزار شدند و مردان دژ را بر فراز ديوار دژ كشاندند . نقب زنان نيز پيش رفتند و در پاى يكى از برج‌هاى قلعه نقب زدند و آن را معلق ساختند . در نتيجه ، برج فرو ريخت و قسمتى كه جنگجويان اسلام مىخواستند از آن به درون دژ راه يابند ، توسعه يافت . آن روز وضع را به همان حال گذاشتند و بازگشتند . روز بعد ، بار ديگر از بامداد به حمله پرداختند . كسانى كه در دژ مىزيستند براى فرمانرواى انطاكيه پيام فرستاده و از او يارى خواسته بودند . بنابر اين پايدارى مىكردند و سرسختى نشان مىدادند تا اينكه يا كمكى از سوى فرمانرواى انطاكيه برسد و دست مسلمانان را از سرشان كوتاه سازد يا از كمك مردم انطاكيه چشم بپوشند و نا اميد شوند تا براى تسليم دژ عذرى داشته باشند . همين كه دانستند فرمانرواى انطاكيه از يارى دادن ايشان زبون است ، ترسيدند كه مسلمانان بر ايشان بتازند و چيره شوند و برويشان شمشير بكشند و آنان را بكشند و گرفتار سازند و دارائى آنان را نيز به يغما برند .