دژ پيشروى كردند .
در نتيجه اين پيشروى به گوشه از آن كوه دست يافتند كه فرنگيان از استوار ساختن و بستن آن غافل مانده بودند .
مسلمانان از آنجا رخنه كردند و در ميان تختهسنگها راه خود را گشودند و پيش رفتند تا به نخستين ديوار دژ رسيدند و آنقدر با ساكنان دژ جنگيدند و پايدارى كردند كه بر ديوار دست يافتند .
بعد ، بر سر تسخير باقى ديوارها به نبرد خود ادامه دادند تا آنكه سه ديوار را تصرف كردند و از گاو و گوسفند و چارپايان و ذخائر ديگر ، هر چه به دستشان رسيد ، به غنيمت بردند .
فرنگيان به بلندترين نقطهاى كه دژ داشت پناهنده شدند .
ولى مسلمانان جنگ را همچنان دنبال كردند و از آنان دست برنداشتند .
سرانجام ، فرنگيان فرياد زدند و زنهار خواستند . اما صلاح - الدين درخواستشان را نپذيرفت . از اين رو قرار گذاشتند كه مانند
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
جهة آن را زنبورك مىگفتند كه اثرى مانند اثر نيش زنبور داشته است .
در نزد تاريخ نويسان بطريقهاى اسكندريه ، زنبورك تيرى به كلفتى انگشت بزرگ و به طول يك ارش و داراى چهار رويه و انتهاى آن آهنين بود . و براى آنكه به طور مطمئن جهد ، بر آن پرهائى استوار مىكردند .
اين تير بسيار ثاقب بود و گاه كه دو نفر پشت سر يك ديگر قرار داشتند ، با يكى از اين تيرها آن دو نفر به هم دوخته مىشدند .
اين تير حتى از جوشن نظاميان عبور مىكرد و به زمين مىافتاد و گاهى هم در سنگهاى ديوار فرو ميرفت .