دست يافتن بر شرستى و نواحى ديگرى از هند و شكست خوردن مسلمانان پس از آن
در پايان اين سال ، شهاب الدين غورى - ملك غزنه - به سوى شهرهاى هندوستان رهسپار گرديد او آهنگ شهرهاى اجمير كرده بود و در راه از احوال ولايت سوالك آگاهى يافت .
فرمانرواى مردم سوالك ، كوله نام داشت و ملكى دلاور و بيباك به شمار مىرفت .
مسلمانان همين كه وارد قلمرو فرمانروائى او شدند ، شهرك تبرنده را گرفتند كه دژى بلند و آباد بود .
همچنين شرستى و كوة رام را به تصرف خويش در آوردند .
وقتى ملك ايشان - يعنى كوله - از آن تركتازى آگاهى يافت ، لشكريان خود را گرد آورد و بر شماره آنان بيفزود و به سر وقت مسلمانان شتافت .
دو لشكر با هم روبرو شدند و به پيكار پرداختند . كار جنگ