تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
دارند و زيارت رسول خدا ( ص ) ، همه را با هم جمع كرده باشد . صلاح الدين نيز به او اجازه داد . در آن سال از شهرهاى عراق ، موصل ، ديار بكر ، جزيره و خلاط ، و شهرهاى روم و مصر و نواحى ديگر ، گروه بسيار انبوهى از حاجيان به شام آمده بودند تا هم بيت المقدس را زيارت كنند و هم مكه را . از اين رو ، صلاح الدين ، ابن المقدم را امير الحاج كرد و به رهبرى آن حاجيان گماشت . حاجيان به راه افتادند و تا عرفات سالم رسيدند . در آنجا توقف كردند و مراسم واجب و سنت را به جاى آوردند . غروب روز عرفه ، ابن المقدم و يارانش آماده شدند كه از عرفات بروند . از اين رو ، ابن المقدم دستور داد طبل‌هائى را كه نشانه رخت بستن و رفتن بود ، بنوازند . ياران او نيز طبل زدند . امير الحاج عراقى ، كه مجير الدين طاشتكين بود ، او را منع كرد از اينكه پيش از او از عرفات حركت كند و به او امر كرد تا به ياران خود بگويد كه از طبل زدن دست بردارند . ابن المقدم براى او پيغام داد كه : « من به تو هيچگونه بستگى ندارم . تو امير الحاج عراقى هستى و من امير الحاج شامى و ماهر كدام مختاريم كه هرطور صلاح بدانيم عمل كنيم . » پس از فرستادن اين پيام روانه شد و نايستاد و به حرف