مىشد .
ابن غانيه با اين قشون وارد شهر بجايه شد بدون اينكه نيازى به جنگ و كشتار پيش آيد چون اتفاقا والى بجايه چند روز پيش از آن به مراكش رفته و لشكر يا نگهبانى در آن جا نگماشته بود زيرا دشمنى در پيش نبود كه احتياج به كسى باشد تا شهر را از دستبرد دشمن حفظ كند .
اين نقابدار - يعنى ابن غانيه - آمد و هرگز حساب نكرده بودند كه او به چنين حملهاى دست يازد .
همين كه او بر كرانه بجابه لنگر انداخت گروهى از بازماندگان دولت بنى حماد به وى گرويدند و با او همدست شدند .
بنابر اين شماره هواداران او رو به فزونى نهاد و او نيرومندى و قوت قلب يافت .
والى بجايه ، همين كه خبر حمله على بن اسحاق را شنيد ، از راه خود برگشت در حالى كه از موحدين سيصد سوار با او بودند .
نزديك به هزار سوار نيز از اعراب و قبائلى كه در آن نواحى بودند گرد آورد .
نقابدارى كه بر بجايه دست يافته بود وقتى خبر نزديك شدنشان را شنيد براى پيكار با ايشان ، با هزار سوار كه فراهم آورده بود ، از شهر بيرون رفت .
در ساعتى كه دو لشكر با هم روبرو شدند ، ناگهان همه كسانى كه همراه والى بجايه بودند ، ازو كناره گرفتند و به نقابدار پيوستند .
از اين رو والى بجايه و موحدانى كه از يارانش بودند شكست خوردند و به مراكش گريختند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 13
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣