به فرنگيانى كه از راه دريا براى زيارت پيش ايشان مىآمدند ، مقدار بسيارى از سنگهاى صخره را مىفروختند .
فرنگيان زائر ، هموزن آن سنگها طلا مىدادند چون به خير و بركت آنها اميدوار بودند .
حتى يكى از آنان ، كمى از سنگها را به شهر خود برد و كليسائى براى خود ساخت و آن سنگها را در قربانگاه كليسا نصب كرد .
روى اين اصول يكى از ملوك ايشان ترسيد كه آنقدر سنگ از صخره برگيرند و بفروشند كه صخره از ميان برود .
لذا دستور داد كه روى صخره را بپوشانند تا محفوظ بماند .
پس از آنكه پوشش را از روى صخره برداشتند و آن را باز كردند ، صلاح الدين قرآنهاى زيبا و صندوقهاى عالى مخصوص جزوههاى قرآن بدانجا فرستاد و قاريانى را نيز براى قرائت قرآن در آنجا گماشت و حقوق و مقررى بسيار نيز براى ايشان معين كرد .
بدين گونه ، اسلام بار ديگر با همان درخشندگى پيشين خود بدانجا بازگشت .
پس از فتح بيت المقدس - از زمان عمر بن خطاب ، رضى اللَّه عنه ، ببعد - كسى چنين كارهاى بزرگى در آن جا نكرده بود جز صلاح الدين ايوبى كه خدا او را بيامرزاد و به همين فخر و شرف ، او را رستگار سازد .
اما فرنگيانى كه اهل بيت المقدس بودند ، در آن جا ماندند و شروع به فروختن كالاها و ذخائر و اموالى كردند كه بردن آنها براى ايشان امكان نداشت يا توانائى بردن آنها را نداشتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٨