تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و به سازندگان آن دستور داد كه در زيبائى و خوبى و استوارى آن منتهاى كوشش را به كار برند . » صلاح الدين گفت : « آرى ، ما آن منبر را براى نصب در بيت المقدس ساختيم و نجاران در ظرف چند سال منبرى ساختند كه همانندش در اسلام ساخته نشده بود . » بعد دستور داد كه همان منبر را از حلب بياورند . منبر را از حلب آوردند و در بيت المقدس بر پاى داشتند . از روزى كه آن منبر ساخته شد تا روزى كه به بيت المقدس حمل گرديد ، بيش از ده سال مىگذشت . اين هم از كرامات نور الدين محمود و نيكى انديشه‌هاى او بود . خدا او را بيامرزاد ! صلاح الدين همين كه از اقامه نماز جمعه فراغت يافت ، به تعمير و آباد كردن مسجد الاقصى پرداخت و بر آن شد كه همه توانائى خود را در زيبا ساختن و استوار كردن بنا به كار برد و در آرايش نقش و نگار آن كمال دقت را معمول دارد . اين بود كه به دستور او سنگ مرمرهائى آوردند كه همانندش يافت نمىشد . زيورهاى زرين قسطنطينى و چيزهاى ديگرى آوردند كه بدانها نياز داشتند و در طول سالها ذخيره شده بود . آنگاه نوسازى مسجد را آغاز كردند و تصاويرى را كه از دوره مسيحيان بر آن بناها مانده بود ، از ميان بردند . فرنگيان روى صخره را هم با سنگ مرمر پوشانده و آن را از چشم پنهان كرده بودند . صلاح الدين دستور داد كه روى صخره را باز كنند . سبب پوشاندن آن صخره بدان سنگفرش ، اين بود كه كشيشان