و به سازندگان آن دستور داد كه در زيبائى و خوبى و استوارى آن منتهاى كوشش را به كار برند . »
صلاح الدين گفت : « آرى ، ما آن منبر را براى نصب در بيت المقدس ساختيم و نجاران در ظرف چند سال منبرى ساختند كه همانندش در اسلام ساخته نشده بود . »
بعد دستور داد كه همان منبر را از حلب بياورند .
منبر را از حلب آوردند و در بيت المقدس بر پاى داشتند .
از روزى كه آن منبر ساخته شد تا روزى كه به بيت المقدس حمل گرديد ، بيش از ده سال مىگذشت . اين هم از كرامات نور الدين محمود و نيكى انديشههاى او بود . خدا او را بيامرزاد ! صلاح الدين همين كه از اقامه نماز جمعه فراغت يافت ، به تعمير و آباد كردن مسجد الاقصى پرداخت و بر آن شد كه همه توانائى خود را در زيبا ساختن و استوار كردن بنا به كار برد و در آرايش نقش و نگار آن كمال دقت را معمول دارد .
اين بود كه به دستور او سنگ مرمرهائى آوردند كه همانندش يافت نمىشد . زيورهاى زرين قسطنطينى و چيزهاى ديگرى آوردند كه بدانها نياز داشتند و در طول سالها ذخيره شده بود .
آنگاه نوسازى مسجد را آغاز كردند و تصاويرى را كه از دوره مسيحيان بر آن بناها مانده بود ، از ميان بردند .
فرنگيان روى صخره را هم با سنگ مرمر پوشانده و آن را از چشم پنهان كرده بودند .
صلاح الدين دستور داد كه روى صخره را باز كنند .
سبب پوشاندن آن صخره بدان سنگفرش ، اين بود كه كشيشان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٧