اين بود كه بر او شوريدند و او را گرفتند و به زندان انداختند .
آنگاه به صلاح الدين نامه نگاشتند و او را از آن ماجرى آگاه كردند و از او امان و انعام خواستند .
صلاح الدين نيز درخواستهاى ايشان را پذيرفت .
بدين گونه ، قلعه را تسليم صلاح الدين كردند و صلاح الدين هم يكى از خاصان خود را در آن جا به دژدارى گماشت .
اما دژهاى ديگر حلب :
صلاح الدين ، عين تاب را - چنان كه پيش ازين گفته شد - در دست صاحب آن باقى گذاشت .
تل خالد را هم به اميرى كه صاحب تل باشر بود و او را داروم ياروقى مىخواندند واگذار كرد .
قلعه اعزاز را نيز كه عماد الدين اسماعيل تازه ويران كرده بود ، به سردارى كه دلدرم سليمان بن جندر خوانده مىشد واگذاشت .
و او آن دژ را از نو آباد ساخت .
صلاح الدين در حلب مدتى ماند تا از ترتيب دادن اصول و رسيدگى به امور دولت و مردم فراغت يافت .
توابع حلب را نيز به كسانى كه صلاحيت داشتند واگذاشت .
همچنين كسانى را فرستاد كه از حلب و شهركهاى وابسته به حلب لشكريانى را گرد آورند
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٧