تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
اين بود كه بر او شوريدند و او را گرفتند و به زندان انداختند . آنگاه به صلاح الدين نامه نگاشتند و او را از آن ماجرى آگاه كردند و از او امان و انعام خواستند . صلاح الدين نيز درخواست‌هاى ايشان را پذيرفت . بدين گونه ، قلعه را تسليم صلاح الدين كردند و صلاح الدين هم يكى از خاصان خود را در آن جا به دژدارى گماشت . اما دژهاى ديگر حلب : صلاح الدين ، عين تاب را - چنان كه پيش ازين گفته شد - در دست صاحب آن باقى گذاشت . تل خالد را هم به اميرى كه صاحب تل باشر بود و او را داروم ياروقى مىخواندند واگذار كرد . قلعه اعزاز را نيز كه عماد الدين اسماعيل تازه ويران كرده بود ، به سردارى كه دلدرم سليمان بن جندر خوانده مىشد واگذاشت . و او آن دژ را از نو آباد ساخت . صلاح الدين در حلب مدتى ماند تا از ترتيب دادن اصول و رسيدگى به امور دولت و مردم فراغت يافت . توابع حلب را نيز به كسانى كه صلاحيت داشتند واگذاشت . همچنين كسانى را فرستاد كه از حلب و شهرك‌هاى وابسته به حلب لشكريانى را گرد آورند .