اعراب باديهنشين نيز فرا رسيدند و به جينين و لجون [ ( 1 ) ] و آن ولايت ، يعنى غور ، حمله بردند و به تاراج پرداختند تا به مرغزار عكا رسيدند .
فرنگيان از طبريه حركت كردند و در پاى جبل كوكب فرود آمدند .
صلاح الدين براى روبرو شدن با ايشان شتافت و لشكريانى را فرستاد تا ايشان را تيرباران كنند .
ولى فرنگيان از جا نجنبيدند و براى جنگ پاى در پيش ننهادند .
صلاح الدين كه چنين ديد به دو برادرزاده خود ، تقى الدين عمر و عز الدين فرخشاه دستور داد كه با فرنگيان دست و پنجه نرم كنند .
آن دو سردار نيز با سپاهيانى كه داشتند به فرنگيان حمله بردند و جنگى سخت كردند .
فرنگيان به پادگان خود پيوستند و در غفر بلا اردو زدند .
صلاح الدين ، وقتى ديد كه تا چه اندازه در حمله و كشتار و تاراج در شهرهاى فرنگيان افراط كرده ، از آنان دست برداشت و به دمشق بازگشت .
هامش
[ ( 1 ) ] - لجون ( به فتح لام و تشديد جيم ) : نام شهرى است در اردن .
ميان اين شهر و طبريه بيست ميل و به رمله شهر فلسطين چهل ميل است .
بدانجا صخره گردى است در وسط شهر و بر آن قبتى است كه برخى گمان برند مسجد ابراهيم باشد . و زير قبه چشمهاى است بسيار آب ( معجم البلدان ) .
( لغتنامه دهخدا )