غارت و غنيمت ، به هر سو روانه گرديدند .
صلاح الدين به رمله رسيد و بر آن بود كه به يكى از دژهاى فرنگيان حمله برد و آنجا را محاصره كند .
در آن جا به نهرى رسيد كه مردم براى گذشتن از آن ازدحام كرده بودند .
هنوز مردم را پراكنده نساخته و راهى براى عبور نگشوده بود كه فرنگيان با همه مردان جنگى و انديشههاى جنگ آورى خود به دو نزديك شدند .
در اين هنگام صلاح الدين را تنها اندكى از سرداران و سپاهيان وى همراهى مىكردند زيرا بيشتر سربازان او به جست و جوى غنيمت در اطراف پراكنده شده بودند .
همين كه فرنگيان را ديد با كسانى كه همراه داشت ، در برابرشان ايستاد .
تقى الدين عمر بن محمد ، برادر زاده صلاح الدين ، براى پيكار با فرنگيان پاى مردانگى پيش نهاد و در برابر عم خود ، شخصا به جنگ پرداخت .
در اين نبرد گروهى از ياران او ، و همچنين برخى از فرنگيان كشته شدند .
تقى الدين پسرى داشت كه نامش احمد بود . از بهترين جوانان به شمار مىرفت و آغاز مرحلهاى را مىگذراند كه ريش سراسر صورت را فرا مىگيرد .
پدرش به دو فرمان داد كه بر فرنگيان حمله برد .
بر آنان حمله برد و پيكار كرد و سالم بازگشت در حالى كه از دليرى و جنگاورى خود نشانههاى بسيارى ميان دشمنان بر جاى نهاده بود .
از اين رو پدرش باز فرمان داد كه به دومين حمله پردازد .
او باز حمله كرد ولى اين بار شربت شهادت چشيد و عاقبت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٢