پارهاى ديگر از رويدادهاى سال
در اين سال ، آزار و بيداد عبد الملك بن محمد بن عطاء رو به فزونى نهاد .
او در شهرهاى حلوان تاخت و تاز كرد و به چپاول و تبهكارى پرداخت و به اموال حاجيان دست انداخت .
براى سركوبى او قشونى از بغداد فرستاده شد كه در قلعههاى او بر او فرود آمدند و عرصه را بر او تنگ ساختند و اموال او و خويشاوندان و بستگان او را به يغما بردند تا قول داد كه از ديوان خلافت فرمانبردارى كند و ديگر به آزار حاجيان و ساير مردم دست نيازد .
بدين جهة لشكر بغداد از او دست كشيد و بازگشت .
در اين سال ، مجد الدين ابو بكر بن دايه ، درگذشت .
او برادر شيرى نور الدين بود و از همهء سرداران در نزد او مقامى والاتر داشت .
حلب و حارم و قلعهء جعبر جزء تيول او شمرده مىشد . و هنگامى كه وفات يافت نور الدين آنها را در اختيار برادر وى ، شمس الدين