پايگاهى براى دست يافتن به مصر قرار خواهند داد . اما
« وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً »
[ 1 ] فرنگيان تا وقتى كه داخل سرزمين دمياط شدند ، امير اسد الدين شير كوه مرده و صلاح الدين ايوبى جايش را گرفته بود .
فرنگيان بر گرد شهر اجتماع كردند و آن جا را در حلقهء محاصره گرفتند و عرصه را بر اهالى تنگ ساختند .
صلاح الدين كه چنين ديد ، لشكريان و كليه افرادى را كه در نزد خود داشت براى حفظ دمياط به سوى نيل فرستاد و اهالى آن شهر را با اموال و اسلحه و ساير ذخائر كمك كرد .
صلاح الدين همچنين ، براى نور الدين محمود پيام فرستاد و از مخافتى كه دچار شده بودند شكايت كرد و گفت : « اگر من از دمياط غفلت كنم و حفظ اين شهر را به تعويق اندازم فرنگيان آن را خواهند گرفت . و اگر براى جنگ به آنجا بروم مصريان در غياب من فرصت را غنيمت خواهند شمرد و اهالى و اموال مصر را در شرارت و مخالفت با من به كار خواهند برد و از فرمان من بيرون خواهند رفت و به دنبالم خواهند آمد و از پشت سر به من حمله خواهند برد در حالى كه فرنگيان را نيز در پيش رو دارم . با اين وصف آنچه هم كه براى ما مانده از دستمان خواهد رفت . »
نور الدين به دريافت اين پيام قشون پشت قشون براى او كمك
هامش
[ ( 1 ) ] - آيهء بيست و پنجم از سورهء احزاب :ما « وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً »( و خدا كافران را با همان خشم و غضبى كه به مؤمنان داشتند ، بىآنكه هيچ خير و غنيمتى به دست آورند نااميد برگردانيد . و خدا خود امير جنگ را ( به فرستادن باد صرصر و سپاه فرشتگان غيبى ) از مؤمنان كفايت فرمود كه خدا بسيار توانا و مقتدر است . )
( قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشهاى ) .