خود را به قلج رساند .
در جنگى كه روى داد ، امير ارغش ، قلج و برخى از ياران او را اسير كرد و به بغداد فرستاد .
وقتى خبر گرفتارى آنان به امير شمله رسيد درخواست صلح كرد ولى درخواست او مورد قبول واقع نگرديد .
پس از آن حادثه تصادفا امير ارغش از اسب خود افتاد و درگذشت .
امير شمله در برابر لشكريان خليفه باقى ماند و چون دانست كه قدرت برابرى با آنان را ندارد آن جا را ترك گفت و به سوى شهرهاى خود برگشت .
مدت سفر او به عراق چهار ماه بود .
پارهاى ديگر از رويدادها
در اين سال غازى بن حسان منبجى ، بر نور الدين محمود بن زنگى ، فرمانرواى شام ، عصيان كرد .
نور الدين شهر منبج را به او واگذار كرده بود .
او در آن جا گردنكشى آغاز كرد و از فرمان نور الدين سر پيچيد .
نور الدين كه چنين ديد لشكريانى را به سر وقت او فرستاد كه منبج را محاصره كردند و اين شهر را ازو گرفتند .
نور الدين وقتى شهر را از غازى گرفت به برادر وى ، قطب الدين ينال بن حسان ، واگذار كرد .
او مردى دادگر و نيك نفس و خوشرفتار بود و با مردم نيكى بسيار مىكرد .
او در حكومت منبج باقى ماند تا سال 572 هجرى قمرى كه