سركوبى او برخيزد .
كمشتكين پاسخ داد : « من عاملى هستم كه لشكرى در اختيار ندارم . »
يعنى او خدمتگزارى است كه توانائى آماده ساختن و برانگيختن لشكرى را ندارد .
پس از چپاول بصره ، آزمندى ابن سنكا افزايش يافت . و به شهر واسط روى آورد و اطراف شهر را غارت كرد .
امير خطلبرس ، دارندهء واسط ، گروهى را گرد آورد و براى پيكار با او بيرون رفت .
ابن سنكا به اميرانى كه با خطلبرس بودند نامههائى نگاشت و از ايشان دلجوئى كرد و آنان را با خود همدست ساخت .
آنگاه با امير خطلبرس به جنگ پرداخت و لشكر او را شكست داد و خود او را كشت .
ابن سنكا ، پس از كشتن خطلبرس ، پرچم او را گرفت و برافراشت .
كسان او وقتى پرچم را ديدند گمان بردند كه او هنوز پايدار است . لذا به سوى او بازگشتند .
ابن سنكا نيز هر كس را كه برمىگشت ، مىگرفت و مىكشت يا اسير مىكرد .
پارهاى ديگر از رويدادهاى سال
در اين سال گروه انبوهى از طايفهء كرج از مرز و بوم خود بيرون رفتند و به شهرها حمله بردند تا به شهر گنجه رسيدند .
در آن جا دست به كشتار و چپاول گذاردند . بسيارى را كشتند و مردان بسيارى را اسير كردند و زنان و فرزندان را به بند كشيدند و دارائى بىحساب و اموال بىشمارى را به يغما بردند .