قشون شاه مازندران بر بسطام و شهرهاى قومس استيلا يافت و در آن نواحى سرگرم غارت شد .
سرپيچى غماره از كشور مغرب
وقتى مرگ عبد المؤمن در سال 559 هجرى قمرى بر مردم محقق شد ، قبائل غماره به پشتگرمى مفتاح بن عمرو كه سر دستهء بزرگ ايشان بود ، سر به طغيان برافراشتند و همه ازو پيروى كردند .
اينان كه گروههاى انبوهى بودند در كوههاى خود كه سنگرهائى دستنيافتنى به شمار مىرفت به گردنكشى پرداختند .
ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن كه چنين ديد با سپاهى گران از موحدان و تازيان باديهنشين به سركوبى ايشان شتافت .
دو برادر وى ، عمر و عثمان ، نيز در اين لشكر كشى همراه وى بودند .
اين سپاه با افراد قبيله غماره روبرو شد . و در سال 561 هجرى قمرى جنگ ميان آنان در گرفت .
درين پيكار ، مردان غماره شكست يافتند . و خون بسيارى از ايشان ريخته شد .
از كسانى كه كشته شدند ، مفتاح بن عمرو سردار آنان و گروهى از بزرگان و سركردگانشان بودند .
موحدان شهرهاى آنان را با قهر و غلبه به تصرف خويش در آوردند .
در آن جا قبائل بسيارى بودند كه مىخواستند شورش كنند و انتظار مىكشيدند كه ببينند شورش غماره به كجا خواهد انجاميد .
وقتى از كشته شدن افراد غماره آگاهى يافتند ، ديگر هواى گردنكشى را از سر بيرون كردند و همچنان فرمانبردار ماندند .