در نتيجه ، امير ايتكين و كسانش به باميان هجوم بردند .
طغرلتكين بر شهرهاى بست و رخج دست يافت و اين دو شهر را به يكى از فرزندان ملوك غور سپرد .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل شهرى است به ميان كابل و بلخ ، و به جهة نسبت او بلخ را بامى خواندهاند . و در ميان كوهى است .
در آن كوه دو صورت است از سنگ تراشيده و از كوه بر آورده . گفتهاند كه ارتفاع هر يك از آنها به قدر شصت ذرع مىشود ، و عرض آن شانزده ذرع ، و ميان آنها مجوف است چنان كه از كف پايشان راهست . نردبان پايهها ساختهاند كه در تمام جوف آنها توان گرديدن ، حتى در سر انگشتان هر يك .
اين صور از غرايب صنايع روزگار است و گفتهاند كه اين دو بت را « سرخ بت » و « خنگبت » نام كردهاند . و گفتهاند كه سرخ بت عاشق و مرد .
و خنگبت معشوق و زن بوده است .
بعضى اين دو بت را لات و منات دانند و بعضى بعوق و يغوث خوانند و گفتهاند قريب به اين دو پيكر صورتى ديگر هست به شكل پيرزنى ، و آن را « نسرم » نام بوده است .
( از انجمن آراى ناصرى ) در باميان مجسمههاى عظيمى از بودا هست كه در كوه كندهاند .
در طاقچههائى كه مقر اين پيكرهاست تصاويرى ديده مىشود كه سبك آن با نقوش مكشوفه در آسياى مركزى شباهت دارد و از جهاتى هم شبيه نقوش كتيبههاى ساسانى عهد شاپور اول است .
( ايران در زمان ساسانيان ص 61 ) .
در دورهء باميان ، در قلب سلسلهء هندوكش كه تقريبا در وسط راه باختر و گندها را « قندهار » واقع است ، مجسمههاى عظيم بودا و صومعههاى آن در اطراف درهء باميان به وجود آمده است .
باميان باب نوينى از تأثيرات هنر آسيائى را در عصر ساسانى باز مىكند .
بقيهء ذيل در صفحهء بعد .