ديگر كسى نماند كه مردم را به شورش و سركشى برانگيزد .
و فتنه در سراسر كشور مغرب فرو خفت .
پارهاى ديگر از رويدادهاى سال
در اين سال ، امير محمد بن انز به شهر اسماعيليان در خراسان بىخبر حمله برد و اهالى آنجا را غافلگير كرد .
از آنان گروهى را كشت و گروهى مرد و زن و بچه را اسير ساخت و اموال ايشان را به غنيمت برد .
ياران او از غنائمى كه به چنگ آورده بودند دستهاى خود را پر كردند .
در اين سال ابو الفضل نصر بن خلف فرمانرواى سيستان دار زندگى را بدرود گفت .
عمر او بيش از يكصد سال ، و مدت فرمانروائى او هشتاد سال بود .
پس از او پسرش ، شمس الدين ابو الفتح احمد بن نصر ، بر جايش نشست .
ابو الفضل ، نصر بن خلف ، ملكى پاكدامن بود و با رعيت به عدل و داد رفتار مىكرد .
او چند بار در مواقع حساس به پيروزى سلطان سنجر كمك كرده و درين باره آثار نيكى بر جاى نهاده است .
در اين سال ، پادشاه روم شرقى با لشكريان بىشمار خود از قسطنطنيه بيرون رفت و به شهرهاى اسلامى كه در دست قلج ارسلان