تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
( يعنى ابن اثير ) - مادر پدرمان - بود . او نيز به طواف و سعى نرسيد و انجام اين مراسم ازو فوت شد لذا براى او درين خصوص از شيخ امام ابو القاسم بن بررى فتوى خواستند . گفت : « به آنچه از احرام بر او باقى مانده ادامه دهد . و اگر ميل دارد ، بر گردد و اين اعمال حج را براى سال آينده بگذارد . سال ديگر به مكه برگردد و طواف و سعى بجا آورد و مراسم حج اول را تكميل كند . بعد براى حج دوم احرام ببندد و به عرفات برگردد و توقف كند و آداب رمى جمار و طواف و سعى را به انجام رساند تا حج دوم او نيز كامل شود . » آن زن - يعنى مادر پدرم - تا سال ديگر بر احرام خود در همان جا ماند و همچنانكه شيخ فتوى داده بود به انجام مراسم حج پرداخت و حج اول و دوم خود را تمام كرد . در اين سال ، در اواخر نيسان ، در خراسان تگرگ سخت و بسيار زيادى باريد . بيشتر هم در جوين و نيشابور و نواحى وابسته به آنها بود . اين تگرگ غلات را از ميان برد . بعد ، باران شديدى باريد كه مدت ده روز دوام داشت . در اين سال ، در ماه جمادى الاخر ، بغداد دچار آتش‌سوزى شد . در اين حريق بازار مرغ فروشان و خانه‌هاى مقابل آن تا سوق الصفر جديد و كاروانسرائى كه در رحبه قرار داشت ، همچنين دكان‌هاى