در اين سال خليفه عباسى از ابو طالب ، برادر خود ، رفتارى ديد كه از آن خوشش نيامد .
بدين جهة نسبت به او سخت گرفت و او را از نظر انداخت .
نسبت به ساير خويشاوندان خود نيز طريق احتياط پيش گرفت .
در اين سال فرنگيان ، كه خدا لعنتشان كند ، شهر شنترين ، و باجه ، و ماردة و اشنونة و ساير قلعههاى مجاور آن از شهرهاى اندلس را به تصرف خويش در آوردند .
اين شهرها در دست مسلمانان بود و چون ميانشان اختلاف و پراكندگى روى داد ، دشمن به طمع تصرف آنها افتاد و آنها را گرفت . و نيروئى يافت كه توانائى وى بسيار شد و يقين كرد كه ساير شهرهاى اسلامى را نيز در اندلس تسخير خواهد نمود .
ولى خداوند نقشههاى او را نقش بر آب ساخت . و كار به - نحوى انجام يافت كه ما در جاى خود ذكر خواهيم كرد .
در اين سال ناوگان فرنگيان از صقليه حركت كردند و جزيره قرقنه را در افريقيه گشودند و مردان جزيره را كشتند و زنان و فرزندانشان را اسير ساختند .
امير حسن ، فرمانرواى افريقيه ، رسولى را به خدمت رجار پادشاه صقليه فرستاد و پيمانهاى فيما بين را يادآورى كرد .
رجار متعذر به اين عذر شد كه آنها از وى اطاعت نمىكردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٦