تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤

تسلط على بن دبيس بن صدقه بر حله

در اين سال على بن دبيس بن صدقه گريخت و به حله رفت و آن جا را به تصرف خويش در آورد . علتش آن بود كه وقتى سلطان مسعود مىخواست از بغداد برود ، امير مهلهل به او توصيه كرد كه على بن دبيس را در قلعه تكريت زندانى كند . على ازين موضوع آگاه شد و با عده‌اى اندك كه در حدود پانزده تن بودند ، فرار كرد . او به ازيز رفت و افراد قبيله بنى اسد و غيره را گرد آورد و با آنان رهسپار حله گرديد . در حله برادرش محمد بن دبيس تسلط داشت . محمد به زد و خورد با او پرداخت و در اين جنگ شكست خورد و گريخت و على حله را تصرف كرد . سلطان مسعود از اول در مورد كار او سهل انگارى نشان داد و آن را به چيزى نشمرد . بدين جهة على كارش بالا گرفت و گروهى از غلامان خودش و غلامان پدرش و افراد خانواده و لشكريانش به دو ملحق گرديدند و تعداد كسان او رو به فزونى نهاد . امير مهلهل كه كار را چنين ديد با قشونى كه در بغداد داشت به سركوبى او شتافت ولى در جنگى كه با او كرد مغلوب شد و گريزان به بغداد بازگشت . مردم حله نسبت به على بن دبيس علاقه و تعصبى داشتند . وقتى مهلهل با بعضى از يارانش سوار اسب شد ، فرياد مىزدند : « يا على ، او را بخور ! » و آنقدر اين داد و فريادها زياد شد كه مهلهل را از