بن بورى بن طغتگين اتابك گرفت .
سبب كوشش و جديت او در تسخير دمشق اين بود كه سال پيش وقتى فرنگيان شهر عسقلان را گرفتند ديگر براى نور الدين راهى براى راندن ايشان از آن جا نماند زيرا دمشق ميان او و عسقلان سدى ايجاد كرده بود .
فرنگيان هم پس از تصرف عسقلان در دمشق طمع كردند تا جائى كه به كار كليه بردگان مسيحى ، اعم از غلام و كنيز ، در دمشق رسيدگى مىنمودند و هر بردهاى كه مىخواست در آن جا بماند او را به حال خود مىگذاشتند ولى هر كس را كه ميل داشت به وطن خود باز گردد ، او را به زور مىگرفتند و مىبردند چه صاحبش بدين كار رضايت مىداد و چه رضايت نمىداد .
ازين گذشته ، فرنگيان از اهل دمشق هر سال ، نوعى باج ارضى مىخواستند كه فرستادگانشان وارد شهر مىشدند و از مردم مىگرفتند .
نور الدين وقتى اين وضع را ديد ترسيد كه فرنگيان دمشق را يكباره متصرف شوند و ديگر جائى براى مسلمانان در شام باقى نماند .
او مىدانست كه آنجا را به زور قدرت و توانائى نمىتواند بگيرد زيرا فرمانرواى دمشق هر وقت مىديد كه نزديك است مغلوب دشمن قوى پنجهاى شود به فرنگيان نامه مىنوشت و از ايشان كمك مىخواست فرنگيان هم به او كمك مىكردند تا آن شهر به دست حريفى نيفتد كه در جنگ با آنان زور آزمائى تواند كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨٢