تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
وزير خليفه به شنيدن اين خبر به بغداد برگشت . سبب آمدن آن قشون به عراق اين بود كه آنان ملك محمد پسر سلطان محمود سلجوقى را به تصرف عراق تشويق و تحريك مىكردند . ولى اين كار براى او امكان‌پذير نبود . بدين جهة آن قشون بدون او حركت كرد . گروهى كثير از افراد تركمان هم بدان ضميمه شد . خليفه عباسى براى مقابله با آنان از بغداد بيرون رفت . مسعود بلال نيز كسى را به تكريت فرستاد و ملك ارسلان ، پسر سلطان طغرل بن محمد ، را كه در تكريت زندانى بود بيرون آورد و گفت : « اين سلطان ماست . و پيشاپيش او در برابر خليفه مىجنگيم . » دو لشكر در بكمزا ، نزديك بعقوبا ، با هم روبرو شدند و مدت هيجده روز ميان آنان كشمكش و گير و دار بود . در پايان ماه رجب به جنگ پرداختند . جناح راست و قسمتى از قلب لشكر خليفه درين جنگ شكست خوردند و گريختند . حتى خبر اين شكست به بغداد رسيد و قسمتى از خزائن خليفه
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل فرسنگ ، از آن جا تا هارونيه پنج فرسنگ و شهرابان به دست راست به دو فرسنگى اين مرحله است . نيز گويد كه شهرابان را دخترى به نام ابان از تخم كسرى ساخته است . ( لغتنامهء دهخدا )