مگر به زور جنگ و قتل و كارهائى نظير آنچه گفته شد .
به همين جهت ما آنها را در ترجمههاى جداگانه ذكر كردهايم .
و اللّه اعلم .
جنگ ميان اعراب و لشكريان عبد المؤمن
در اين سال ، در ماه صفر ، نزديك شهر سطيف [ ( 1 ) ] جنگى ميان قشون عبد المؤمن و اعراب در گرفت .
سبب بروز اين جنگ آن بود كه اعراب بنى هلال و ابتح و عدى و رياح و زعب و اعراب ساير قبايل از پيشرفتهاى عبد المؤمن نگران شدند و وقتى عبد المؤمن شهرهاى بنى حماد را گرفت ، اعراب از ارض طرابلس تا اقصاى مغرب جمع شدند و گفتند : اگر عبد المؤمن به ما نزديك شود ، ما را از كشور مغرب خواهد راند . لذا چارهاى نيست جز اينكه با او در افتيم و پيش از اينكه قدرتى پيدا كند ، او را ازين شهرها بيرون كنيم .
بدين منظور سوگند خوردند كه با يك ديگر معاضدت و همدستى كنند و عدهاى به عده ديگر خيانت نورزند .
آنگاه تصميم گرفتند كه همه با مردان جنگى و زن و بچه و
هامش
[ ( 1 ) ] - سطيف ( به كسر سين ) : شهرى است در الجزاير ( قسنطينه ) كه پنجاه و يك هزار نفر جمعيت دارد .
اين شهر داراى مسجد جامع زيبائى است .
( اعلام المنجد )