پزشك معالج او محمد بن صالح متهم شد به اينكه بر ضد او توطئه كرده است .
اين پزشك نيز اندكى پس از درگذشت على بن دبيس از دنيا رفت .
در اين سال عبد المؤمن ، فرمانرواى شهرهاى مغرب ، ابو جعفر بن ابو احمد اندلسى را به وزارت خود منصوب ساخت .
ابو جعفر در پيش او اسير بود . وقتى وصف خردمندى و تسلط او در نامهنگارى را شنيد ، او را از زندان بيرون آورد و بر كرسى وزارت نشاند .
او نخستين وزير موحدان بود .
در اين سال ، يوسف دمشقى ، در مدرسه نظاميه بغداد به تدريس مشغول شد .
چون اين تدريس بدون دستور خليفه عباسى بود ، روز جمعه از ورود او به مسجد جامع جلوگيرى كردند .
او نيز در جامع سلطانى نماز گزارد .
از تدريس او نيز ممانعت كردند . لذا سلطان مسعود به شيخ ابو النجيب توصيه كرد كه در آن جا به تدريس بپردازد .
شيخ ابو النجيب نيز چون فرمان خليفه را نداشت از اين كار خوددارى كرد .
بالاخره سلطان مسعود از خليفه در اين خصوص اجازه گرفت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٩