غوطه [ ( 1 ) ] به مقابله با او شتافتند .
در اين جنگ نيز مردم دمشق شكست خوردند و سپاهيان اتابك عماد الدين زنگى آنان را از دم تيغ گذراندند .
بسيارى از ايشان كشته شدند و بسيارى ديگر به بند اسارت در آمدند و كسانى هم كه جان بسلامت بردند ، زخمى و مجروح بازگشتند .
در اين روز شهر دمشق نزديك بود سقوط كند و به تصرف اتابك عماد الدين زنگى در آيد .
هامش
[ ( 1 ) ] - غوطه ، يا غوطه دمشق ، شهر دمشق يا شهرستانى است از آن .
( منتهى الارب ) نام ناحيتى است كه دمشق جزء آن است .
پيرامون آن هيجده ميل است و كوههاى بلند آن را از هر سو فرا گرفتهاند .
بخصوص قسمت شمالى آن كه كوههائى بسيار بلند دارد .
آبهاى غوطه از همين كوه بيرون مىآيند و نهرهائى تشكيل مىدهند و باغها و كشتزارها را سيراب مىكنند .
سرزمين غوطه ، همه درختان و چشمههاست و مزارع مستغل در آن جا كم است .
اين ناحيه يكى از زيباترين و با صفاترين شهرهاى دنيا و يكى از جنات اربعه روى زمين يعنى صغد ( سغد ) ، ابلة و شعب يوان و غوطه ، بهترين آنهاست .
غوطه باغهائى است كه دمشق را احاطه كردهاند و از رودخانه بردى سيراب مىشوند .
در اين باغها ميوههائى خوش و مطبوع ، بخصوص زردآلو ، به بار ميآيند .
در زمانهاى بسيار قديم اين ناحيه مسكن بنى غسان بوده است - از اعلام المنجد .
( لغتنامهء دهخدا )