نمود . قلعهء مابوله و بصرفون و كفرلاثار را نيز تسخير كرد .
فرنگيان ، پس از كشته شدن پدرش اتابك عماد الدين زنگى ، به طمع افتاده بودند و گمان مىكردند كه مىتوانند پس از او ، شهرهايى را كه او از دستشان گرفته ، باز پس بگيرند .
ولى وقتى اين رشادت و جديت و جنگاورى را از پسر او ، نور الدين محمود در اوائل كارش ديدند دانستند كه بعيد است به آرزوى خود برسند .
گرفتن حله از على بن دبيس و بازگشت دبيس به آنجا
در اين سال تبهكارى و فساد افراد على بن دبيس در حله و نواحى نزديك آن ، رو به فزونى گذارد . و شكايات مردم از دست آنان زياد شد .
هامش
[ ( ) ] مفرح بن غياث ارتاحى .
( معجم البلدان ) صاحب قابوس الاعلام تركى گويد :
« ارتاح قصبهء كوچكى است واقع در مسافت يك ساعتى قصبهء حارم از ولايت حلب .
در قديم شهرى بسيار معتبر و مستحكم بوده است و در جنگهاى صليبى محاربات خونين بدانجا وقوع يافته است .
و نيز نام قريهاى است در سنجاق حوران از ولايت سوريه كه گويند چشمان حضرت يعقوب در آن جا بينا شد و ازين رو آن را « ارتاح البصر » نيز نامند و هر دو موضع مسقط راس عده كثيرى از علماست . »
( لغتنامهء دهخدا )