همين كه از جانب رجار ( روژه ) حاكم صقليه ( سيسيل ) بيمناك شد به تعداد ناوگان و ميزان مهمات جنگى خود افزود . نامهاى نيز به - امير المسلمين على بن يوسف بن تاشفين كه در مراكش بود نوشت و از او خواست كه براى حمله به جزيرهء سيسيل با وى همدست شود .
روژه وقتى به اين موضوع پى برد ، از انجام كارها و اجراى بعضى نقشههائى كه داشت چشم پوشيد .
تصادفا على در سال 515 هجرى قمرى دار فانى را بدرود گفت .
و همچنانكه ذكر كرديم ، پسرش امير حسن بر جايش نشست .
در سال 516 هجرى امير المسلمين ناوگانى به سيسيل فرستاد و ناحيه نقوطره را در ساحل قلوريه [ ( 1 ) ] فتح كرد .
براى رجار شكى باقى نماند كه على اين كار را كرده است .
لذا در تعمير كشتىها و ازدياد ناوگان خود كوشيد و آنها را براى جنگ آماده ساخت و از سفر به افريقيه و غيره ، از شهرهاى غرب جلوگيرى كرد .
گفتهاند كه او سيصد فروند كشتى در اختيار داشت و چون راه مسافرت به افريقيه قطع شده بود ، امير حسن بن على انتظار داشت كه دشمن به مهديه حمله كند . بدين جهة به تقويت قشون و افزايش مهمات و تجديد بناى برج و باروى شهر و گردآورى سپاه پرداخت .
در نتيجه از اهالى شهرها - از اعراب و غير اعراب - گروه انبوهى در اطراف او اجتماع كردند .
هامش
[ ( 1 ) ] - قلوريه ( به كسر قاف و تشديد لام و فتح ياء ) : جزيرهاى است در مشرق سيسيل و ساكنان آن همه اروپائى هستند .
اين جزيره داراى شهرهاى بسيار بزرگ است .
از جملهء شهرهاى اين جزيره است : قبوه ، بيش ، تامل ، ملف و سلورى .
ابن حوقل گويد : شهرهاى ساحل آن عبارتند از : قسانه ، ستانه ، قطرونيه ، سبرسه ، اسلو ، حراحه ، بطرقوقه و بوه .
( لغتنامهء دهخدا )