او بيست روز بعد از شكستى كه خورده بود ، وقتى ديد كه چقدر از يارانش كشته شدهاند ، از غصه دق كرد و مرد .
او از لحاظ دليرى و صلابت بزرگترين پادشاهان فرنگ شمرده مىشد . در جنگ با مسلمانان نيز سر آمد آنان بود و بيش از همه پايدارى مىكرد .
در بستر خود كه تخت كوچك يك نفرهاى بود مىخوابيد و از هماغوشى و همخوابگى پرهيز مىكرد .
به او گفتند : « چرا از دختران بزرگان مسلمان كه اسير ميگيرى ، لذتى نمىبرى ؟ » جواب داد : « مردى كه جنگجو است ، بايد با مردان معاشرت كند نه با زنان . »
خداوند او را از ميان برد و مسلمانان را از گزند و آسيب او آسوده ساخت .
يكى ديگر از رويدادههاى سال
در اين سال ، در ماه شوال در عراق و موصل و شهرهاى جبل و غيره زلزلهاى روى داد .
اين زلزله شديد بود و بسيارى از مردم را كشت .
حقيقت را خداوند بهتر ميداند .