اين واقعه در ماه حزيران [ ( 1 ) ] اتفاق افتاد و هواى شهر بسيار گرم بود .
خليفه كار او را مورد ستايش قرار داد . درين باره پيك و پيامهائى رد و بدل گرديد و آخر قرار بر اين شد كه خليفه ، المسترشد باللّه ، وزير خود جلال الدين ابو على بن صدقه را دستگير كند تا او - يعنى دبيس - بار ديگر از در اطاعت در آيد .
خليفه نيز وزير خود را بازداشت كرد و منزل او ، همچنين خانههاى ياران او و كسانى را كه برايش نمامى و خبرچينى مىكردند غارت نمود .
برادر زاده او ، جلال الدين ابو الرضا ، وقتى كار را چنين ديد فرصت را غنيمت شمرد و به موصل گريخت .
سلطان محمود ، همين كه خبر آن واقعه را شنيد ، منصور بن صدقه ، برادر دبيس ، و پسرش را زندانى كرد ، و به قلعه برجين نزديك كرج فرستاد .
بعد ، وقتى دبيس به جمعى از ياران خود فرمان داد كه به سرزمينهاى خود در واسط بروند ، آنها ازين دستور متابعت كردند و به - واسط رفتند ولى تركانى كه در واسط بودند از ورود آنان به شهر جلوگيرى نمودند .
دبيس نيز قشونى به سردارى مهلهل بن ابو العسكر براى سركوبى اهالى واسط فرستاد .
رسولى را هم به بطيحه نزد مظفر بن ابو الجبر گسيل داشت و از او خواست كه به مهلهل دست اتفاق بدهد و او را در جنگ با مردم واسط كمك كند .
مهلهل و مظفر قرار بر اين گذاشتند كه روز نهم رجب به واسط حمله برند .
هامش
[ ( 1 ) ] - حزيران - ( بفتح حا و كسر زا ) يكى از ماههاى سريانى يا رومى ، بين ايار و تموز . ( ماه اول تابستان ) ( فرهنگ عميد )