اما شمس الملوك از راهى به غير از آن راه كه فرنگيان رفتند ، به سوى اردوگاه خود بازگشت . بدين جهة سالم به مقصد رسيد بدون اينكه با دشمنان روبرو شود .
فرنگيان به شهرهاى خود رسيدند و آنها را ويران يافتند .
از اين رو دلسرد و سست شدند و ميان آنان تفرقه افتاد .
بعد نامههائى درباره تجديد متاركه جنگ نگاشتند . و اين موضوع در ماه ذى القعدهء اين سال پايان يافت .
بازگشت ملك طغرل به جبل و شكست خوردن ملك مسعود
در اين سال ملك طغرل بن محمد بن ملكشاه برگشت و تمام شهرهاى جبل را تصرف كرد .
در برابر اين پيروزى ، برادر او ، سلطان مسعود ، ناچار شد كه از آن نواحى برود .
سبب اين امر آن بود كه سلطان مسعود ، وقتى از جنگ برادر خود بازگشت ، شنيد كه ملك داود ، پسر برادرش سلطان محمود ، در آذربايجان پرچم عصيان برافراشته است .
براى سركوبى او روانه شد و او را در قلعهء « روئين دز » كه در آن تحصن اختيار كرده بود ، محاصره نمود و به اين محاصره سرگرم شد .
از طرف ديگر ، ملك طغرل سپاهيانى گرد آورد . بعضى از اميران هم كه با سلطان مسعود بودند و همچنان در ركابش تيغ مىزدند و كشورگشائى مىكردند ، نسبت به ملك طغرل تمايل بهم زدند و پنهانى به او گرايش يافتند .
وقتى كه تعداد لشكريان ملك طغرل افزايش پيدا كرد ، به قصد جنگ با برادر خود - سلطان مسعود - به راه افتاد .