پرداخت . كم كم عدهاى مريد پيدا كرد و هواخواهان او رفته رفته زياد شدند تا جائى كه با فرمانرواى مكه ابن ابو هاشم در افتاد و مشغول زد و خورد گرديد .
كم كم كار او بالا گرفت و قدرتى پيدا كرد و بر آن شد كه به نام خود خطبه بخواند .
ولى ابن ابو هاشم برگشت و بر او پيروزى يافت و او را از حجاز به بحرين تبعيد كرد .
اين علوى از فقيهان مدرسهء نظاميهء بغداد بود .
درين سال ، سلطان محمود كه در بغداد اقامت داشت اهل ذمه [ ( 1 ) ] را ملزم به بستن غيار [ ( 2 ) ] كرد . درين خصوص مراجعات زياد صورت
هامش
[ ( 1 ) ] - اهل ذمه يا ذمى ، در مقابل حربى ، كسانى از اهل كتاب ( يعنى يهود و نصارى و صابئين و مجوس ) هستند كه در مملكت اسلام با قبول جزيه و خراج ، در ذمهء اهل اسلام در آمدهاند . و معاهد نيز خوانده مىشوند . عنوان ذمه فقط شامل اهل كتاب است و مشركين و دهريه بهيچوجه داخل ذمه نتوانند شد . و در صورت عدم قبول اسلام حكم آنها كشتن بوده است . مع ذلك ، عنوان ذمه ، در عمل ، على الخصوص در قرون بعد از عهد فتوحات اسلامى ، تا حدى شمول بيشتر يافته و گاه بعضى از مشركين را نيز شامل مىشده است .
بارى اهل ذمه تا مدتى كه احكام مسلمانان را ملتزم ميشوند و از آنچه منافات با امان دارد ( مثل كومك به مخالفين و سوء قصد به مسلمين ) اجتناب مىنمايند و از فتنه و راهزنى و جاسوسى و قتل نفس و اظهار منكرات و سب رسول و استخفاف اهل اسلام بر كنارند ، در ذمهء اسلام هستند و جان و مال آنها در امان است .
( خلاصه از دائرة المعارف فارسى )
[ ( 2 ) ] - غيار ، علامت اهل ذمه است چون زنار از براى مجوس و پارچهء زردى كه يهوديان نزديك دوش ميدوختند تا تشخيص داده شوند ( لغتنامه دهخدا )