در اين آتشسوزى جواهرات و زينت آلات و فرشها و جامههاى بىشمار كه تعلق به همسر سلطان محمود - دختر سلطان سنجر - داشت ، طعمهء حريق گرديد .
مأموران آتش نشانى به استخلاص طلا آلات و ساير چيزهائى كه حفظشان امكان داشت پرداختند .
به غير از ياقوت احمر ، ساير انواع جواهرات همه از بين رفت .
سلطان محمود اين خانه را ترك گفت و ديگر هم در صدد تعمير يا تجديد ساختمان آن بر نيامد . چون آن خانه را به فال بد گرفت زيرا پدرش هم از آن خانه بهرهاى نبرده بود . بعد هم در آنجا مبالغ كثيرى از دارائى وى به كام آتش رفته بود .
يك هفته قبل از اين آتشسوزى نيز ، مسجد جامع اصفهان كه بزرگترين و بهترين مسجد آن شهر به شمار ميرفت آتش گرفته بود .
اين مسجد را جماعتى از باطنيان شبانه آتش زدند .
نظير اين دو آتشسوزى در جاهاى ديگر نيز رخ داد بطوريكه سلطان محمود به وحشت افتاد و او كه به صلاحديد سميرمى وزير خود تصميم به تجديد عوارض مرزى بازرگانى و گرفتن حق البيع از مردم عراق را داشت ، از آن آتشسوزىها متنبه شد و از قصد خود منصرف گرديد .
درين سال ، در ماه ربيع الآخر ، كوكب عشاء - به صورت ستارهاى دنباله دار - به سوى زمين فرود آمد كه نور و درخشش بسيار داشت و ازو دنبالههاى نورانى پراكنده ميشد . درين وقت بانگ بلند و هول انگيزى شبيه صداى زلزله نيز به گوش ميرسيد .
درين سال ، مردى علوى در مكه ظهور كرد و به امر به معروف
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 15
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥