در نتيجه ، اقرار نمودند كه ارسلان محمد خان آنان را مامور كشتن سلطان سنجر كرده بوده است .
سنجر دستور داد كه همه را به قتل برسانند .
آنگاه به سمرقند حمله برد و شهر را با قهر و خشم گرفت قسمتى از شهر را غارت كرد و از يغماى بقيه شهر جلوگيرى نمود .
محمد خان از بيم او به يكى از قلعههاى شهر پناه برد .
سلطان سنجر پس از مدتى كشمكش به او پناه داد و از او خواست كه از قلعه فرود آيد .
همين كه از قلعه فرود آمد ، سنجر او را مورد احترام و نوازش قرار داد و او را به پيش دخترش - كه زوجه سلطان سنجر بود - فرستاد .
محمد خان نزد دختر خود ماند تا روزى كه از دنيا رفت .
سلطان سنجر در سمرقند مدتى اقامت كرد تا وقتى كه بر اموال و اسلحه و خزائن شهر دست يافت .
آنگاه حكومت شهر را به يكى از امراء خود ، بنام امير حسن تكين ، سپرد و به خراسان بازگشت .
چيزى نگذشت كه امير حسن تكين از دار دنيا رفت . و سلطان سنجر پس از درگذشت او ، محمود ، پسر محمد خان بن سليمان بن داود ، را كه ذكرش گذشت به فرمانروائى سمرقند گماشت .
علت آنكه حكومت محمود را در اين جا شرح نمىدهيم اين است كه ضمن شرح وقايع سال 536 در اين باره صحبت خواهيم كرد ؛ زيرا در آن جا نياز به ذكر احوالات او خواهد بود .
پيروزى عماد الدين زنگى بر قلعهء اثارب و شكست خوردن فرنگيان
عماد الدين زنگى ، وقتى از كار شهرهاى شام ، مانند حلب و