از بيدادگرىهايش شكايت بسيار كرده بودند دستگير ساخت و او را به فضائل بن بديع سپرد .
ابن بديع او را در خانهاى كه در حلب داشت كور كرد . قتلغ در اثر آسيبى كه ديد ، جان سپرد .
ابن بديع از كارى كه كرده بود وحشتزده شد و به قلعهء جعبر گريخت و از فرمانرواى قلعه پناه خواست . او نيز وى را پناه داد .
عماد الدين پس از گريختن فضائل بن بديع رياست امور شهر حلب را به ابو الحسن على بن عبد الرزاق داد .
اگر خداوند بزرگ ، با فرمانروائى اتابك عماد الدين بر شهرهاى شام ، به مسلمانان احسان نمىفرمود ، يقينا فرنگيان اين شهرها را تصرف مىكردند . زيرا بعضى از شهرهاى شام را محاصره كرده بودند و چون ظهير الدين طغتگين ازين حملات آگاه شد ، لشكريان خود را گرد آورد و به شهرهاى فرنگيان هجوم برد و آن شهرها را محاصره كرد .
فرنگيان كه چنين ديدند ناچار شدند كه از محاصره شهرهاى مسلمين دست بردارند و به شهرهاى خود باز گردند تا دست طغتگين را از سر مردم آن شهرها كوتاه سازند .
ولى تقدير خداوند بزرگ چنين بود كه اتابك طغتگين نيز درين سال به رحمت ايزدى پيوست و ديگر در سراسر شام هيچ مردى باقى نمانده بود كه به يارى مردم اين سرزمين برخيزد .
تا اينكه خداوند با فرمانروا ساختن عماد الدين بر شام ، در حق مسلمانان لطف فرمود . و اتابك عماد الدين با فرنگيان كارى كرد كه ما - ان شاء الله تعالى - در جاى خود شرح خواهيم داد .
رفتن سلطان سنجر به رى
درين سال سلطان سنجر سلجوقى با سپاهى انبوه از خراسان به سوى رى روانه گرديد .