داشت .
عماد الدين زنگى دو امير مذكور را براى رسيدگى به امور شهر حلب اعزام داشت .
آن دو تن رهسپار حلب گرديدند و در آن جا قرار شد كه بدر الدولة ابن عبد الجبار و قتلغابه كه با يك ديگر نزاع داشتند ، هر دو به موصل نزد اتابك عماد الدين بروند تا او خود ، هرطور كه صلاح دانست ، دربارهء ايشان تصميم بگيرد .
بر اين قرار دو نفر مذكور از حلب روانه موصل شدند و امير حسن قراقوش نيز در غياب آنها موقتا حكومت حلب و ادارهء امور آن شهر را عهدهدار شد .
وقتى بدر الدوله و قتلغابه به خدمت اتابك عماد الدين رسيدند ، اتابك آن دو را با يك ديگر آشتى داد .
ولى هيچيك از آنان را مجددا به حلب نفرستاد . و حاجب خود - صلاح الدين محمد ياغيسيانى - را با قشونى بدانجا گسيل داشت .
صلاح الدين به حلب رفت و بر قلعهء شهر تسلط يافت و كارها را سر و سامان داد و يك والى براى آنجا تعيين كرد .
پس از آن اتابك عماد الدين زنگى شخصا با سرداران و سپاهيان خود به سوى شام حركت كرد .
او در راه خود بر شهرهاى منبج و بزاعه دست يافت و فرمانروائى خود را در آن دو شهر استقرار بخشيد .
وقتى به حلب رسيد ، مردم براى ديدار و استقبال او از شهر بيرون آمدند و به قدوم او شادى كردند .
اتابك عماد الدين داخل شهر شد و به كارها مسلط گرديد و امور را مرتب ساخت .
توابع حلب را نيز به اقطاع در اختيار سرداران و سپاهيان خويش قرار داد .
پس از فراغت از كارهائى كه در پيش داشت قتلغابه را كه مردم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٩