ولى مقارن همان ايام امير مسعود به رحبه رفته و آن جا را محاصره كرده بود . و ، چنان كه گفته شد ، در همان جا به بيمارى شديدى گرفتار گرديد و جان سپرد .
قتلغابه ، وقتى بدانجا رسيد و امير مسعود را مرده يافت ، شتابان به حلب بازگشت .
مردم از درگذشت امير مسعود خبردار شدند و فضائل بن بديع كه رياست امور شهر را بر عهده داشت ، شهر را تسليم قتلغابه كرد .
بزرگان شهر نيز همه به اطاعت او در آمدند . و از امير قومان كه ديگر به صحت خبر در گذشت امير مسعود يقين پيدا كرده بود ، خواستند كه از قلعه فرود آيد .
هزار دينار نيز به او عطا كردند .
پس از رفتن امير قومان ، امير قتلغ در بيست و چهارم جمادى - الآخر سال 521 قلعه را گرفت .
او همين كه بر كارها تسلط يافت ، بيدادگرى خود را آشكار كرد ، و سخت به ظلم و ستم پرداخت .
دست او به اموال مردم دراز شد و مخصوصا آنچه را كه به عنوان ميراث به مردم ميرسيد مىگرفت .
اشرار و بدكاران به او نزديك شدند و دلهاى مردم از او رميد و متنفر گرديد .
بدر الدوله سليمان بن عبد الجبار بن ارتق نيز كه سابقا حكومت حلب را داشت ، در شهر مىزيست .
مردم به او پناه بردند و در حلقهء فرمان او در آمدند . شب سه شنبه سوم شوال قيام كردند تا خود را از يوغ بيدادگرى قتلغابه رهائى بخشند .
آن عده از ياران قتلغابه كه در شهر اقامت داشتند اكثرا در سحرگاه عيد سرگرم نوشيدن شراب بودند .
مردم ، سرمستى آنان را غنيمت شمردند و بر آنان تاختند و همه را
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٧