ملاقات او با تمام قشون خود از شهر خارج شد .
همين كه با عماد الدين روبرو گرديد و چشمش بر او افتاد ، از اسب فرود آمد و پيش روى او زمين ببوسيد و در خدمت او به موصل بازگشت .
آنان در ماه رمضان وارد موصل شدند .
عماد الدين حكومت شهر رحبه را به جاولى واگذار كرد و او را بدان شهر روانه ساخت .
آنگاه خود در موصل ماند و به اصلاح امور و استقرار نظم و نسق در آن سرزمين پرداخت .
نصير الدين را به منصب دزدارى قلعهء موصل منصوب ساخت و همچنين زمام دزدارى ساير قلعهها را نيز به دو سپرد .
صلاح الدين محمد را نيز امير حاجب ساخت .
بهاء الدين را هم قاضى القضاة كليه شهرهاى خود نمود و املاك و اقطاع و احترامات او را افزايش داد و مقام او را به جائى رساند كه هيچ كارى بدون مشورت با او انجام نمىشد .
عماد الدين زنگى ، پس از فراغت از كارهاى موصل به سوى جزيرهء ابن عمر روانه گرديد .
در آنجا مملوكان برسقى تسلط داشتند و از تسليم شدن و تن - در دادن به فرمان او خوددارى كردند .
عماد الدين نيز آنان را در حلقهء محاصره گرفت و به آنان نامه نوشت كه چنانچه تسليم شوند و آن سرزمين را تسليم كنند ، مال و منال بسيار به آنان خواهد داد .
ولى آنان نپذيرفتند و در امتناع خود باقى ماندند .
عماد الدين نيز تصميم به جنگ با آنان گرفت .
ميان لشكريان او تا شهر رودخانه دجله فاصله بود .
همين كه فرمان حمله داد ، سپاهيان وى خود را در آب انداختند كه از دجله عبور كنند و به شهر برسند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٩