به سوى قلعهء قليبيه ، كه استوارترين قلعهء افريقيه بود ، گسيل داشت و بر آن قلعه فرود آمد و آنجا را سخت محاصره كرد و دست بر نداشت تا بالاخره قلعه را گشود و به تصرف درآورد و آن را مستحكم ساخت .
پدر او تميم نيز بفكر تسخير اين قلعه افتاد ولى نتوانست .
معذلك او هميشه پيروزمند بود و قشونش هرگز شكست نخورد .
ورود ابن عمار بحالى وحشت زده در بغداد
در ماه رمضان اين سال قاضى فخر الملك ابو على بن عمار حاكم طرابلس شام وارد بغداد شد . او از دست فرنگيان به ستوه آمده و رميده بود و عزم درگاه سلطان محمد را داشت و درخواست او اين بود كه قشونى براى از بين بردن فرنگيان در اختيار وى بگذارند .
آنچه او را بدين سفر واداشته بود اين بود كه چون فرنگيان طرابلس را - چنان كه قبلا گفتيم - محاصره كردند و اين محاصره مدتى طول كشيد عرصه بر اهل شهر تنگ شد و خواربار و ساير ما يحتاج آنان رو به نقصان گذاشت و رفته رفته ناياب شد و كار بر او و ساير اهالى سخت گرديد ولى در سال 500 هجرى خداوند در حق آنان احسان كرد و خواربار با كشتى از جزيره قبرس و انطاكيه و جزائر بنادقه از راه دريا به آنان رسيد و در همان هنگام كه تصميم به تسليم شهر گرفته بودند دلگرم شدند و بار ديگر نيروى خود را براى نگهدارى شهر به كار انداختند .
وقتى فخر الملك خبر يافت كه زمام انتظام امور بدست سلطان محمد است و همهء مخالفان او از ميان رفتهاند صلاح خود و ساير مسلمين را در آن ديد كه نزد وى برود و براى پيروزى خود از وى