قتلغ تكين دستور داد تا قشونى را كه همراه امير مودود براى شركت در جنگ جاولى سقاوو گسيل داشته بود ، در اختيار فخر الملك بگذارد تا با او به شام بروند .
آنگاه به او خلعتهاى گرانبها و تحفههاى بسيار ديگر عطا فرمود و با او وداع كرد .
فخر الملك با امير حسين روانه شد . ولى اين كار برايش نفعى نداشت . بعد انشاء الله دربارهاش صحبت خواهيم كرد .
فخر الملك به عمار در نيمهء ماه محرم سال 502 هجرى به دمشق برگشت . چند روزى در آنجا اقامت كرد . بعد از آنجا با قشونى از دمشق جبله رفت و آنجا را گرفت و اهالى به اطاعت وى درآمدند .
اما اهل طرابلس ، امير افضل سردار سپاه را به مصر فرستادند و از فرمانرواى مصر درخواست كردند تا كسى را براى حكمرانى در طرابلس برگزيند و با او خواربار كافى نيز از طريق دريا بفرستد . او نيز شرف - الدولة بن ابو طيب را به حكمرانى طرابلس منصوب ساخت و غله و ساير چيزهائى را كه شهرهاى محاصره شده بدان احتياج دارند همراه او فرستاد .
شرف الدوله در طرابلس گروهى از خويشاوندان فخر الملك بن عمار و ياران او را گرفت و از ثروت و اموال خود او نيز هر چه يافت ضبط كرد و همه را از طريق دريا به مصر برد .
بيان پارهاى از رويدادها
در ماه شعبان اين سال سلطان محمد جزيه و باج بر معاملات و عوارض راهها و ساير چيزهائى را كه شايسته ميدانست به اهالى عراق بخشيد .