تصرف درآورده ، و درين باب مكاتباتى كردند . بعد ، شايع ساختند كه فتنه و آشوب در خراسان تجديد شده است .
سلطان محمد نيز براى تحقيق دربارهء صحت و سقم شايعات مذكور جنگ با باطنيان را متوقف ساخت و وقتى كه بىاساس بودن شايعات بر او روشن شد ، تصميمى را كه گرفته بود به مرحله اجرا درآورد .
او براى جنگ با باطنيان از كوهى كه از قسمت غرب با قلعه روبرو ميشد بالا رفت .
تخت او را در قلهء كوه قرار دادند و جماعات كثيرى از اهالى اصفهان و توابع آن براى سركوبى باطنيان بر او گرد آمدند و اطراف كوهى را كه قلعه بر فراز آن بنا شده بود و دور آن چهار فرسخ طول داشت محاصره كردند .
سلطان محمد امرائى را براى جنگ با باطنيان ترتيب داد و هر روز يك امير با آنان مىجنگيد .
بدين ترتيب حلقهء محاصره روز بروز شديدتر و عرصه بر آنان تنگتر مىشد تا اينكه دچار كمبود خواربار شدند و ازين حيث به - زحمت افتادند .
وقتى كه كار بر آنان سخت شد ، نامهاى نگاشتند حاوى فتواى بزرگان فقها و پيشوايان دين دربارهء كسانى كه به خداوند و كتب او و پيغمبران او و روز رستخيز ايمان دارند و آنچه را كه محمد صلّى اللّه عليه و سلّم آورده ، راست و بر حق ميدانند . حال اگر اين قوم دربارهء امام اختلافى داشته باشند آيا سلطان مجاز نيست كه با آنان به صلح و دوستى رفتار نمايد و فرمانبردارى آنان را بپذيرد و از هر گزندى حفظشان كند ؟
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 34
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٤