ابن تومرت ، ونشريشى را به سردارى سپاه گماشت و عبد المؤمن را نيز همراه او فرستاد .
لشكريان ابن تومرت عازم مراكش شدند و آن سرزمين را محاصره كردند و عرصه را بر اهالى تنگ نمودند .
در آن زمان على بن يوسف در مراكش سلطنت مىكرد .
قشون ابن تومرت مدت بيست روز مراكش را در محاصره نگاه داشت .
امير المسلمين براى متولى سجلماسه [ ( 1 ) ] پيام فرستاد و او را با قشونى كه در اختيار داشت براى پيكار با ابن تومرت فراخواند .
او هم با سپاهى انبوه حركت كرد . و همين كه قشون مهدى نزديك شد ، مردم مراكش از راهى ، غير از آن جهة كه او روى آورده بود ، خروج كردند و به يارى نيروى كمكى كه رسيده بود با قشون ابن - تومرت جنگيدند .
كار جنگ بالا گرفت و تعداد تلفات در سپاهيان مهدى رو به فزونى نهاد .
ونشريشى سردار آنان نيز كشته شد ، لذا در اطراف عبد المؤمن
هامش
[ ( 1 ) ] - سجلماسه ( به كسر سين و جيم و فتح سين دوم ) شهرى قديمى است در مراكش در حدود سيصد و بيست كيلومترى جنوب شرقى فاس ، در حاشيه صحراء كه مركز تافيلالت بود ، و اكنون ويران است .
اين شهر ظاهرا در قرن اول بعد از ميلاد بوسيلهء روميان بنا شد .
در دورهء اسلامى به سبب موقعيت خاص جغرافيائىاش در حاشيهء صحرا ، همواره دستخوش آشوب و اغتشاش و قيام امراى محلى براى استقلال بود . و عاقبت هم در يكى از اين اغتشاشات ( در سال 673 هجرى قمرى ) ويران گرديد .
( دائرة المعارف فارسى )