در اين قريه به مردى موسوم به عبد المؤمن بن على برخورد و نجابت و نهضتى در او ديد كه نشانهء آمادگى براى قيام و رهبرى و پيشوائى بود .
وقتى از نام و قبيلهء او پرسيد ، پاسخ داد كه از طايفه قيس عيلان و بنى سليم است .
ابن تومرت گفت : اين مردى است كه پيغمبر ( ص ) ظهور او را بشارت داد آن هم هنگامى بود كه فرمود : « خداوند در آخر الزمان بوسيلهء مردى از قيس ، اين دين را يارى خواهد كرد . »
پرسيدند : « از كدام قيس ؟ » فرمود : « از بنى سليم . »
آنگاه ملاقات با عبد المؤمن را به فال نيك گرفت و از ديدار او شادمان گرديد .
عبد المؤمن در شهر تاجره ، از توابع تلمسان [ ( 1 ) ] به دنيا آمده بود .
هامش
[ ( 1 ) ] - تلمسان ( به كسر تا و لام ) ( از ريشه بربر ) تلماس « بمعنى چشمه و چاه آب » شهرى است كه 73445 نفر جمعيت دارد . در شمال غربى الجزاير ، در فلات تل ، نزديك مرز مراكش ، واقع است .
محل آن به سبب موقعيتش ، از ايام بسيار قديم مسكن انسان بوده ، و بقاياى ما قبل تاريخ در آنجا بدست آمده است .
از تاريخ آن بين دوره روميان و استيلاى مسلمانان اطلاعى نداريم مذهب اسلام در قرون هفتم و هشتم ميلادى درين جا استقرار يافت .
تلمسان جديد ، يا تاگرارت ، در آخر قرن يازدهم ميلادى بوسيله يوسف بن - تاشفين بنا شد . و توسعه فراوان يافت .
در دوره مرابطون - طى سالهاى 1081 تا 1144 ميلادى ، از مراكز علمى و طى سالهاى 1144 تا 1236 جزء قلمرو موحدان بود . سپس پايتخت يك مملكت بربر اسلامى گرديد و بر رونقش افزود .
در قرن شانزدهم ميلادى ، اين شهر تحت حكومت تركان عثمانى بود .
از سال 1837 تا 1842 مركز عبد القادر در جزائرى بود .
در سال 1842 بدست فرانسويان افتاد .
بناهاى گرانبهاى جالب از دوره شكوه و جلال شهر در آنجا باقى است .
( دائرة المعارف فارسى )