از كار سلطان مغرب فراغت يافتند شرح مىدهم براى اينكه حوادث مربوط به اين امر را پشت هم دنبال كرده باشيم .
ابن تومرت در دورهء جوانى بدنبال تحصيل دانش در شهرهاى شرق مسافرت كرده بود .
او مردى فقيه ، فاضل ، عالم به شريعت اسلام ، حافظ حديث ، آشنا به اصول دين و فقه ، آگاه و متبحر در علوم عربى شمرده مىشد .
مردى پارسا و پرهيزكار بود و در سفرهاى خود وقتى به عراق رسيد از صحبت غزالى و كيا برخوردار شد و در اسكندريه نيز با ابو بكر طرطوشى ملاقات كرد .
مىگفتند او راجع به كارهائى كه براى فرمانروائى در مغرب انجام داد با غزالى گفتگو كرده و غزالى به او گفته بود كه : « چنين كارهائى در اين شهرها پيشرفتى ندارد و انجام آنها از امثال ما ممكن نيست . »
اين قول بعضى از مورخين عرب است . ولى صحيح آن است كه او به خدمت غزالى نرسيد و از عراق به حج رفت و به مغرب بازگشت .
وقتى در اسكندريه سوار كشتى شد و روانهء مغرب گرديد ، در كشتى از تمام كارهاى ناستودهاى كه مسافران انجام ميدادند جلوگيرى كرد و بدكارى را به نيكوكارى تبديل نمود .
مسافران را به اقامهء نماز و قرائت قرآن ملزم ساخت تا به مهديه رسيد .
در آن زمان - يعنى سال 505 هجرى قمرى - يحيى بن تميم در مهديه سلطنت مىكرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 310
مساهمون: ابن الأثير
ص٣١٠