دورهء خلافت او براى مردم روزگار شادى شمرده مىشد و گوئى روزگار مردم از غايت خوبى حكم اعياد را داشت . وقتى خبر رفاه و آسايش مردم را مىشنيد انبساط خاطر مىيافت و شاد مىشد . و هنگامى كه رفتار سلطان يا نايب او باعث آزار كسى مىگرديد ، در نكوهش و منع او از آن كار مبالغه مىكرد .
خط زيبا و انشاء عالى داشت . درين خصوص هيچ كس به او نمىرسيد . و اين دليل زيادى فضل و وسعت دانش او بود .
وقتى از دنيا رفت ، پسرش المسترشد بالله بر او نماز خواند و چهار تكبير [ ( 1 ) ] زد .
جنازه او در حجرهاى كه داشت و هميشه از آن استفاده مىكرد دفن شد .
اين اشعار از سرودههاى اوست .
اذاب حر الهوى فى القلب ما جمدا * لما مدت الى رسم الوداع يدا
و كيف اسلك نهج الاصطبار و قد * ارى طرائق فى مهوى الهوى قددا
قد اخلف الوعد بدر قد شعفت به * من بعد ما قد وفى دهرى بما وعدا
هامش
[ ( 1 ) ] - چار تكبير زدن كنايه از نماز جنازه است كه بعد از آن ميت را وداع كنند .
( برهان قاطع )من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق * چار تكبير زدم يكسره بر هر چه كه هست( حافظ )