عمل كند .
خليفه به امير حسين پيامى درين زمينه فرستاد . ولى امير حسين جواب داد : « اگر خليفه رسما به من فرمان بازگشت دهد . من باز خواهم گشت . و گر نه ، از ورود به بغداد ناگزيرم . »
پس از رسيدن پاسخ امير حسين ، امير آقسنقر برسقى كسان خود را گرد آورد و براى مقابله با او روانه گرديد .
دو دسته متخاصم با يك ديگر روبرو شدند و به پيكار پرداختند .
درين جنگ يكى از برادران امير حسين كشته شد . امير حسين و كسانى كه با وى بودند سر به فرار گذاردند و به لشكرگاه سلطان محمود بازگشتند .
اين واقعه در ماه ربيع الاول - چند روز پيش از درگذشت المستظهر بالله اتفاق افتاد .
بيان درگذشت المستظهر بالله
درين سال - در شانزدهم ماه ربيع الاخر - المستظهر بالله ، ابو العباس احمد بن المقتدى بامر الله ، به بيمارى ترقوه [ ( 1 ) ] از دنيا رفت .
عمر او چهل و يك سال و شش ماه و شش روز بود .
او بيست و چهار سال و سه ماه و يازده روز خلافت كرد .
درين مدت كسانى كه به وزارت او رسيدند عبارت بودند از :
هامش
[ ( 1 ) ] - ترقوه - ( به فتح تا و ضم قاف و فتح واو ) نام دو استخوان بالاى سينه و زير گردن در سمت راست و چپ كه هر دو را ترقوتان مىگويند ، در فارسى چنبر و آخورك هم مىگويند .
( فرهنگ عميد )